نمی آید از من دگر بردباری
دو دست من و دامن بی قراری
۱من و طفل شوخی که صد خانه زین
ز مردان تهی ساخت در نی سواری
۲معلم کباب است از شوخی او
کند برق را ابر چون پرده داری؟
۳کند کبک تقلید رفتار او را
ادب نیست در مردم کوهساری!
۴مرا کارافتاده صائب به شوخی
که کاری ندارد به جز زخم کاری
۵