ترم چون حباب از هوایی که دارم
که می ریزد از هم بنایی که دارم
۱امیدم به دست و پایی است، ورنه
چه کار آید از دست و پایی که دارم
۲به خورشید خواهد چو صبحم رساندن
دل ساده از مدعایی که دارم
۳نمانم به جا هیچ افتاده ای را
به منزل برم نقش پایی که دارم
۴بود استخوان روزیم گر جهان را
به دولت رساند همایی که دارم
۵سپندست کز جا جهد جا نماید
درین انجمن آشنایی که دارم
۶سخن می شود دلنشین زود صائب
اگر دل دهد دلربایی که دارم
۷