آماده است از دل پر خون شراب ما
در آتش است از جگر خود کباب ما
۱هر چند زیر تیغ حوادث نشسته ایم
چون جوهر آرمیده بود پیچ و تاب ما
۲ما از خیال یار پریخانه گشته ایم
یوسف خجل شود چو درآید به خواب ما
۳شرمی که ما ازان گل رخسار دیده ایم
مشکل که بی نقاب درآید به خواب ما
۴در پرده چشم شوخ همان جلوه می کند
موج خطر چه کار کند با حباب ما؟
۵شبنم به آفتاب قیامت چه می کند؟
زنهار رو متاب ز چشم پر آب ما
۶رقص سپند از دل آتش برد غبار
غافل مباش از دل پر اضطراب ما
۷خامی شفیع اگر نشود کار مشکل است
خونها که کرد در دل آتش کباب ما
۸از روی تازه، عذر لب خشک خواستیم
نومید برنگشت کسی از سراب ما
۹ما را نظر به حسن گلوسوز گردن است
هست این بیاض از دو جهان انتخاب ما
۱۰از خشت خم هزار در فیض می گشود
روزی که بود در گرو می کتاب ما
۱۱ما را نگاه گرم بر آتش نشانده است
دل می برد چو موی میان پیچ و تاب ما
۱۲از آبگینه پشت به دیوار داده است
سیماب از مشاهده اضطراب ما
۱۳از شوق آتش تو سرانجام داده است
چندین کمند از رگ خامی کباب ما
۱۴دارد ز خوابهای پریشان ما خبر
از سرکشی اگر چه نیاید به خواب ما
۱۵صائب هزار حیف که چون در شاهوار
لب تر نکرد سوخته جانی ز آب ما
۱۶