غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون پای خم به دست فتادت کمر گشا

چون گرم شد سرت ز می ناب، سر گشا

۱

از هر که دل گشوده نگردد کناره گیر

چون غنچه در به روی نسیم سحر گشا

۲

از مردمان سرد نفس تیره می شوی

آیینه پیش مردم صاحب نظر گشا

۳

قانع به رنگ و بوی گل بی وفا مشو

بر روی آفتاب چو شبنم نظر گشا

۴

از سر هوای پوچ برون چون حباب کن

چون موج در میانه دریا کمر گشا

۵

زان پیشتر که بر دل مردم گران شوی

استادگی مکن، پر و بال سفر گشا

۶

چون موج، پشت دست به کف زن درین محیط

آغوش چون صدف به هوای گهر گشا

۷

زخم گشاده رو به بغل تیغ را کشید

آغوش رغبتی تو هم ای بی جگر گشا

۸

تا بر تو خوشگوار شود بستن نظر

یک ره نظر به عالم پر شور و شر گشا

۹

باطل مکن به سیر و تماشا نگاه خویش

زنهار صائب از سر عبرت نظر گشا

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گشاقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گشاگشا
  2. گیرگشا
  3. شویگشا
  4. مشوگشا
  5. کنگشا
  6. شویگشا
  7. محیطگشا
  8. کشیدگشا
  9. نظرگشا
  10. خویشگشا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.