بیگانگی شده است ز عالم مراد ما
یادش به خیر، هر که نیفتد به یاد ما!
۱چون صبح، جیب و دامن عالم پر از گل است
از باغ دلگشای جبین گشاد ما
۲کیفیتش ز باده لعلی است بیشتر
خونی که می خورند حریفان به یاد ما
۳با نامرادی از همه کس زخم می خوریم
ای وای اگر سپهر رود بر مراد ما
۴افسرده تر ز آتش طوفان رسیده است
بازار روزگار ز جنس کساد ما
۵ما را کسی که سر به بیابان عشق داد
آماده کرد از دل صدپاره زاد ما
۶رمزیم همچو خط بناگوش سر به سر
هر طفل نورسیده ندارد سواد ما
۷صائب اگر چه باده ما نیست غیر خون
از نه سپهر می گذرد نوش باد ما
۸