دیده از خط بدیع آب دهید ای احباب
که عجب نقش بدیعی زده دوران بر آب
۱لب میگون و خط سبز تماشا دارد
بزدایید ز دل زنگ ازین سبزه و آب
۲دم خط را چو دم صبح غنیمت دانید
پیش از آن دم که ز مقراض شود پا به رکاب
۳زین خط تازه وتر، دیده و دل آب دهید
که ز هر حلقه در آتش بودش نعل شتاب
۴گرچه ایمن ز خزان است بهار عنبر
بشتابید به نظاره شما ای احباب
۵شب قدرست خط سبزنکویان، زنهار
غافل از دولت بیدار مگردید به خواب
۶خط مشکین، خط بیزاری اهل هوس است
مگذرید از سر این آیه رحمت به شتاب
۷گر غبار خط ازان روی چنین خواهد خاست
ای بسا دیده کز این گرد شود خانه خراب
۸گرچه از مشک شود وحشت آهو افزون
حسن خوبان ز خط سبز برآید ز حجاب
۹خط شبرنگ کند گردن خوبان را نرم
عاملان را نبود سرکشی از پای حساب
۱۰گفتم از خط دل او نرم شود، زین غافل
که خط سبز زند زهر به شمشیر عتاب
۱۱چون زند سبزه خط موج طراوت صائب
نیست ممکن که توان شد ز تماشا سیراب
۱۲