غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسن بالادست را هر روزشان دیگرست

شعله جانسوز را هر دم زبان دیگرست

۱

از می روشن صفای جام می گردد حجاب

ورنه هر آیینه رو، آیینه دان دیگرست

۲

چهره گل پرده رخسار گلرنگ کسی است

سرو بستان جامه سرو روان دیگرست

۳

چشم کوته بین به غور کار نتواند رسید

ورنه هر شبنم محیط بیکران دیگرست

۴

عالم آسودگان دایم بود بر یک قرار

بی قراران ترا هر دم جهان دیگرست

۵

قبله را چون طاق نسیان از نظر افکنده ایم

سجده ما روشناس آستان دیگرست

۶

گرچه حفظ حق جهان را دیده بانی می‌کند

آهوان دشت را وحشت شبان دیگرست

۷

چون سکندر دست شستن از زلال زندگی

بی نیازان را حیات جاودان دیگرست

۸

می‌تراود گرچه از هر خار شکر نوبهار

سبزه نورسته را تیغ زبان دیگرست

۹

می توان رفتن به پای علم بر بام خرد

آسمان معرفت را نردبان دیگرست

۱۰

از تحمل دشمن خونخوار می گردد دلیر

شیشه جانی تیغ را سنگ فسان دیگرست

۱۱

این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است

لب فرو بندید کاو را همزبان دیگرست

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دیگرستقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دیگرست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دیگرستدیگرست
  2. حجابدیگرست
  3. استدیگرست
  4. رسیددیگرست
  5. قراردیگرست
  6. ایمدیگرست
  7. می‌کنددیگرست
  8. زندگیدیگرست
  9. نوبهاردیگرست
  10. خرددیگرست
  11. دلیردیگرست
  12. استدیگرست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.