غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

در آن دیار که هجران بود حیات نباشد

اساس زندگی خضر را ثبات نباشد

۱

منادی است ز هجران که هر که بندی شد

ز بند خانه ما دیگرش نجات نباشد

۲

مبین به ظاهر بی‌لطفیش که هست بتان را

تغافلی که کم از هیچ التفات نباشد

۳

متاعهای وفا هست در دکانچهٔ عشقم

که در سراسر بازار کاینات نباشد

۴

به مذهب که عمل می‌کنی و کیش که داری

که گفته است که حسن ترا ، زکات نباشد

۵

بساط دوری و شطرنج غایبانه به خوبان

به خود فرو شده وحشی عجب که مات نباشد

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نباشدقافیه: ـات۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نباشد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نباشدنباشد
  2. شدنباشد
  3. رانباشد
  4. عشقمنباشد
  5. دارینباشد
  6. خوباننباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.