یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
ز دور رخصت یک سجدهٔ نیازم نیست
۱منه به گوشهٔ طاق بلند استغنا
کلید وصل ، که دستی چنان درازم نیست
۲خلاف عادت پروانه خواهد از من شمع
و گرنه ز آتش سوزنده احترازم نیست
۳مرا به کنگرهٔ وصل او صلا مزنید
که آن پری که شما دیدهاید بازم نیست
۴حدیث ترک وفا گو زبان به صرفه بگو
که اعتماد بر این صبر حیله سازم نیست
۵صلاح کار در انکار عشق بینم لیک
تحملی که بود پرده پوش رازم نیست
۶