غزلیات

شمارهٔ ۹۴ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست

خوبی و فرخندگی جمله در این فال هست

۱

حال نکو بگذرد، بخت مددها کند

طالع خود دیده‌ام، شاهد این حال هست

۲

داد منجم نوید، گفت که با اخترت

ذلت پارینه رفت ، عزت امسال هست

۳

داد مریض مرا مژدهٔ صحت طبیب

گرچه هنوز اندکی مضطرب احوال هست

۴

طایر اقبال من شهپر دولت دماند

رخصت پرواز نیست ورنه پر وبال هست

۵

بخت ز دنبال چشم اشک مرا پاک کرد

مژده که این گریه را خنده ز دنبال هست

۶

وحشی و اقصای دیر کز طرف میکده

دردسر قال نیست ، سر خوشی حال هست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هستقافیه: ـال۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هستهست
  2. کندهست
  3. اخترتهست
  4. طبیبهست
  5. دماندهست
  6. کردهست
  7. میکدههست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.