میتوانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست
امتحانِ صبرِ خود کردم شکیباییم هست
۱حفظِ ناموسِ تو منظور است میدانی تو هم
ورنه صد تقریبِ خوب از بهرِ رسواییم هست
۲سویِ تو گویم نخواهد آمد اما میشنو
ایستاده بر درِ دل صد تقاضاییم هست
۳نی همین دادِ تغافل میدهد
خودرایِ من
اندکی هم در مقامِ
رشکفرماییم هست
۴گر شراب این است کـاندر کاسهٔ من میرود
پر خماری در پیِ این بادهپیماییم هست
۵گرچه هیچم نیستم همچون رقیبان دربهدر
امتیازی از هوسناکانِ هرجاییم هست
۶وحشی ام من کی مرا وحشت گذارد پیشِ تو
گرچه میدانم که در بزمِ تو گنجاییم هست
۷