شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
اگر غلط نکنم از منش ملالی هست
۱ز رشک قرب من ای مدعی خلاص شدی
ترا نوید که بر خاطرش خیالی هست
۲به رخصت تو که رفتیم و درد سر بردیم
ترا ملالی و مارا هم انفعالی هست
۳به بوستان تو گر مرغ ما نمیگنجد
گرش ز بال درستی شکسته بالی هست
۴تو بد مزاج چه بی اعتدال و بد خویی
طبیعتی و مزاجی و اعتدالی هست
۵سفارش دل خود با تو این زمان گفتم
ز گریه روز وداع توام مجالی هست
۶چو قصد رفتن آن کوی کرد وحشی گفت
که فکر باطل و اندیشهٔ محالی هست
۷