غزلیات

شمارهٔ ۹۶ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست

اگر غلط نکنم از منش ملالی هست

۱

ز رشک قرب من ای مدعی خلاص شدی

ترا نوید که بر خاطرش خیالی هست

۲

به رخصت تو که رفتیم و درد سر بردیم

ترا ملالی و مارا هم انفعالی هست

۳

به بوستان تو گر مرغ ما نمی‌گنجد

گرش ز بال درستی شکسته بالی هست

۴

تو بد مزاج چه بی اعتدال و بد خویی

طبیعتی و مزاجی و اعتدالی هست

۵

سفارش دل خود با تو این زمان گفتم

ز گریه روز وداع توام مجالی هست

۶

چو قصد رفتن آن کوی کرد وحشی گفت

که فکر باطل و اندیشهٔ محالی هست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هستقافیه: ـالی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هستهست
  2. شدیهست
  3. بردیمهست
  4. نمی‌گنجدهست
  5. خوییهست
  6. گفتمهست
  7. گفتهست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.