مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
مرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکیست
۱تمام در طلب وصل و وصل میطلبیم
اگر یکیم و اگر صد که احتیاج یکیست
۲اگر چه مانده اسیر است همچنان خوش باش
که منتهای ره کاروان حاج یکیست
۳فریب تاج مرصع مده به سربازان
که ترک سر بر این جمع و ننگ تاج یکیست
۴همین منادی عشقست در درون خراب
که آنکه میدهد این ملک را رواج یکیست
۵چه جای زحمت و راحت که پیش پای طلب
حریر نسترن و نشتر زجاج یکیست
۶بجز فساد مجو وحشی از طبیعت دهر
که وضع عنصر و تألیف امتزاج یکیست
۷