تو جفا کن که از این سویْ وفاداری هست
طاقت و صبرِ مرا حوصلهٔ خواری هست
۱با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکَشد
کز من و جان منش نیز مددکاری هست
۲میخرم مایهٔ هر شِکوَه به صد شُکر ز تو
من خریدار، گرت جنس دلآزاری هست
۳گَرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند
آن که در قید کسش، ذوق گرفتاری هست
۴ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گل
ور نه در شهر بسی لعبت بازاری هست
۵شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشی
که درازست شب حسرت و بیداری هست
۶