فرهاد و شیرین

بخش ۱۲ - حکایت وحشی بافقی

قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی فرهاد را در بیستون دید

ز وضع بیستونش باز پرسید

۱

ز شیرین گفت در هر سو نشانی‌ست

به هر سنگی ز شیرین داستانی است

۲

فلان روز این طرف فرمود آهنگ

فرود آمد ز گلگون در فلان سنگ

۳

فلان جا ایستاد و سوی من دید

فلان نقش فلان سنگم پسندید

۴

فلان جا ماند گلگون از تک و پوی

به گردن بردم او را تا فلان سوی

۵

غرض کز گفتگو بودش همین کام

که شیرین را به تقریبی برد نام

۶

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ فرهاد و شیرین (۴۴ شعر) قرار دارد.