جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۱٬۰۲۶ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۵۸ - نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینی نظامی گنجویبیا ساقی آن آب آتش خیالدرافکن بدان کهرباگون سفال
- شمارهٔ ۳ - در مدح سلطان مظفر الدین قزل ارسلان خاقانی شروانیچون شعلهٔ آه بیدلان نقبدر گنبد جانستان زند صبح
- شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان جلال الدین ابو المظفر شروان شاه اخستان خاقانی شروانیبدرد جیب آسمان و بر اوگوی زر آشکار بندد صبح
- شمارهٔ ۷ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیآهوی چشمت بدان زنجیر زلفجان شیران جهان آویخته
- شمارهٔ ۱ - در تقریر دیباچه سعدی شیرازی… ، و هر چه در اوصاف و اصناف و صور عالم مختلف دنیوی و اخروی تعبیه داشت زبده و خلاصهٔ همه در این سفینه خزینه ساخت، و در این دریا از خصوصیت وَلَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدم، سیر ترقی جز این سفینه را کرامت نفرمود، و به ساحل دریا ج …
- بخش ۲۲ - در نموداری عشق به هر انواع گوید عطار نیشابوریهدایت یابد اندر آخر کاردرو اسرار جان آید پدیدار
- بخش ۴۰ - جواب گفتن منصور سلطان بایزید را قدس سره عطار نیشابوریز دریا گرخبر داری در اینجاتوی دریا و من درّی بدریا
- بخش ۲۸ - اندر آفرینش آسمان و زمین ناصرخسرو قبادیانی… نک بگرد زمین آسمان بود زمین چگونه استاد برین جای؟ یعنی که استادن زمین بدانست که گردش آسمانست.
- بخش ۱۳ - قول دوازدهم- اندر فاعل و منفعل ناصرخسرو قبادیانی… است (که نبشته گفتاری باشد از نویسنده) که آن گوینده مر آن گفتار را جز بدان عبارت نگوید، چنین که صانع حکیم بدانچه جوهری منفعل پدید آورده است مر آن را نبشته (کرده است که بدان) نبشته همی گوید که فاعلی هست که فعل حق مر او را …
- بخش ۱۱ - قول دهم- اندر زمان ناصرخسرو قبادیانی… ت و چو حال گردنده جسم است، حال ناگردنده نه جسم است. نبینی که همه عقلا بدانچه متفق اند بر آنکه خدای جسم نیست (متفق اند بر آنکه) او – سبحانه – از زمان برتر است؟ و چو مر هر چیزی بودشی را آغازی و انجامی است، آغاز کون او نیز …
- شمارهٔ ۱ - در مدح جلال الدین اخستان شروان شاه خاقانی شروانیموکب صبح را فلک دید رکابدار شهداد حلی اختران نعل بهای صبحدم
- بخش ۳۲ - ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… ر آن میگوید که من او را بنماز شب فرمایم. خواهد که بسفر رود تا بشب بخسبد وبیاساید گفتم تا روز بیدار دارمت. گفت: روا دارم عجب داشتم و تفکر کردم که مگر از آن میگوید تا با خلق بیامیزد که ملول گشته است در تنهایی تا بخلق انس …
