جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۰۳۲ نتیجه برای «چند» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۱۰۷ از ۱۷۰
- بخش ۹ - حکایت سعدی شیرازیچو دیدی کز آن روی بستهست دربه بیحاصلی سعی چندین مبر
- بخش ۱۴ - حکایت سعدی شیرازیبه دل گفت اگر لقمه چندی خورمچه داند پدر غیب یا مادرم؟
- بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائی سعدی شیرازیکه چندان که جهدت بود خیر کنز تو خیر ماند، ز سعدی سخن
- بخش ۱۱ - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کرد سعدی شیرازیکه مپسند چندین که با این پسربه تلخی رود روزگارم به سر
- بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلواتالله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم میفرماید الی آخره جلال الدین محمد مولویدر جوال نفس خود چندین مرواز خریداران خود غافل مشو
- بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان جلال الدین محمد مولویدادشان چندان ضیاع و باغ و راغاز چپ و از راست از بهر فراغ
- بخش ۹۹ - گفتن عایشه رضیالله عنها مصطفی را علیهالسلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز میکنی، چونست؟ جلال الدین محمد مولویلشکری را مرغکی چندی شکستتا بدانی کان صلابت از حقست
- بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود جلال الدین محمد مولویای شغالان هین مخوانیدم شغالکی شغالی را بود چندین جمال
- بخش ۵۰ - سؤال کردن آن صوفی قاضی را جلال الدین محمد مولویوحدتی که دید با چندین هزارصد هزاران جنبش از عین قرار
- بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است جلال الدین محمد مولویآن زمان حق بر عُمَر خوابی گماشتتا که خویش از خواب نتوانست داشت
- بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم جلال الدین محمد مولویروبهان ترسند ز آواز دهلعاقلش چندان زند که لا تقل
- بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس جلال الدین محمد مولویعالَمش چندان بود کِش بینشَستچشمْ چندین بحر همچندینشست
