جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۷۱ نتیجه برای «پای» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱۱ از ۱۵
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقیعیان چون پای مرغابی ز هر سوینهال سرخ بیدی بر لب جوی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیخلعتی پای رفعتش بر چرخافسر عز سرمدی بر سر
- در ستایش شاه غیاثالدین و شهزادگان وحشی بافقیهمچو خرم دل جوانان در شب نوروز و عیدپایها اندر حنا و دستها اندر نگار
- یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن وحشی بافقیدر این وادی که بیرویت زدم پایگرم بر سر نیایی وای و صد وای
- در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ وحشی بافقیدست یازی چو بر کمان ستیزمرگ خواهد ز تیر پای گریز
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقیبه قصد کبک منظور دل افروزگشود از بند پای باز یک روز
- بخش ۵ - حکایت وحشی بافقیطره که در پای خود انداختهدام ره کبک دری ساخته
- بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین وحشی بافقیدو چیز آمد کمند هوشمندانکز آن بندند پای ارجمندان
- بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران وحشی بافقیچو آیم من به پای خود ز ارمناز این افزون سزاوار است برمن
- بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت وحشی بافقیبه راهی کافکند پی بادپاییبه منزل کی رسد بشکسته پایی
- ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم وحشی بافقیشیریم سر از منت ساطور کشیدهقصاب غرض را نه سگ پای دکانیم
- در سوگواری قاسمبیگ قسمی وحشی بافقیماتمی گشتند اجزای وجودم دور نیستگر ز داغ تو سیه پوشید سر تا پای من
