جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۰ نتیجه برای «ها» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۱۱ از ۳۵۰
- بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست جلال الدین محمد مولویزانک افیونشان درین کاسه رسیدکاسهها محسوس و افیون ناپدید
- بخش ۴۴ - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیهالسلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا جلال الدین محمد مولویچونک او بنیاد آن مسجد نهادجن و انس آمد بدن در کار داد
- بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش را جلال الدین محمد مولویگفت «چون باشد کسی که جاودانبر مراد او رود کار جهان
- بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند جلال الدین محمد مولویدید رنج و کشف شد بَر وی نهفتلیک پنهان کرد و با سلطان نگفت
- بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید جلال الدین محمد مولویحسها و عقلهاشان در درونموج در موج لدینا محضرون
- بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه جلال الدین محمد مولویشور چندان شد که تا فوق فلکمیرسید از وی جگرها را نمک
- بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره جلال الدین محمد مولویزر به کاغذپارهها پیچیده بودتا وجودش بود میافشاند جود
- بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن جلال الدین محمد مولویگفت لا حول این چه افزون گفتنستاز قدیم این کارها کار منست
- بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را جلال الدین محمد مولویمیرهانی هر دمی ما را و بازسوی دامی میرویم ای بینیاز
- بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را جلال الدین محمد مولویابلهان گفتند مجنون را ز جهلحسن لیلی نیست چندان، هست سهل
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ جلال الدین محمد مولوییا شوق این العافیه کی اضطفر بالقافیهعندی صفات صافیه فی جنبها نطقی کدر
- فصل بیست و نهم - سری هست که به کلاه زرّین آراسته شود و سری هست جلال الدین محمد مولوی… جعد او پوشیده شود؛ زیرا که جعد خوبان جذّاب عشق است او (آن) تختگاه دلهاست. تاج زرّین جماد است؛ پوشندهٔ آن معشوق فؤاد است. انگشتری سلیمان علیه السّلام در همه چیزها جُستیم در فقر یافتیم. به این شاهد هم (؟همه) سَکنها کردی …
