جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۱۱۴ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء خاقانی شروانیاز عکس خون قرابهٔ پر میشود فلکچون جرعه ریز دیده به دامن درآورم
- شمارهٔ ۱۹۸ - مطلع سوم خاقانی شروانیچون از عدم درتاخته، دیده فلک دست آختهانصاف پنهان ساخته، ظلم آشکارا داشته
- شمارهٔ ۲۱۶ - مطلع دوم خاقانی شروانیتخت حساب شد عدو کرده ز خاک تاج سرچهره چو تاج خسروان، دیده چو تخت جوهری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقیمرئی از بخت من نشد خط عیشدیدهٔ بخت ناتوان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیدر پناه پاس او روشن بماند سالهادر میان آب همچون دیدهٔ ماهی شرار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان وحشی بافقینموداری پدید آورد گیتی از دل و طبعشیکی شد معنی معدن یکی شد صورت عمان
- بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند وحشی بافقیاگر نه رحمتت کردی قلم تیزکه دیدی اینهمه نقش دلاویز
- در هجو کیدی (یاری) شاعرنما وحشی بافقیدوشینه به گُهکشی رسیدمبر خاک رهش فتاده دیدم
- شمارهٔ ۳ - مجلس سوم سعدی شیرازی… لله صلی الله علیه و سلم چون به شرط ادب در راه آمد و بی استحقاقی خویش بدید که او را از این صفت میباید که حلیت و پیرایهٔ او بود، ما زاغ البصر و ما طغی، چون ما زاغ البصر صفت او بود، گفتند الم تر الی ربک، باز چون موسی بر لم …
- شمارهٔ ۵ - در تربیت یکی از ملوک گوید سعدی شیرازی… ست همان رعیت است و پادشاه بی وجود رعیت متصور نمیشود. گفتار پیران جهاندیده بشنود، و بر اطفال و زنان و زیردستان ببخشاید، و بازرگانان و مسافران را نگاه دارد، و زیانزدگان را دستگیری کنند، و مردم بد را نیابت ندهد که دعای بد …
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوی… یست» ای سگ چون میدانی که نیست؟ آری آسمان را وژه وژه پیمودی؟ همه را گردیدی؟ خبر میدهی که درو نیست؟ قحبهٔ خود را که در خانه داری ندانی؛ آسمان را چون خواهی دانستن؟ هی آسمان شنیدهای و نام ستارهها و افلاک چیزی میگویی، اگ …
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولویباز مانده دیدهها در انتظارتا که نامه ناید از سوی یسار
