جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۱۲۹ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۴۲ - زنده رود مشکلات خود را پیش ارواح بزرگ میگوید اقبال لاهوریمعنی تقدیر کم فهمیده ئینی خودی را نی خدا را دیده ئی
- بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم جلال الدین محمد مولویاز ستاره دیده تصریف هواناخوشت آید اذا النجم هوی
- گفتار چهارم ناصرخسرو قبادیانیچون باز نمودیم که نخست چیزیکه پدید آمد امر بازیست و دلیل فرمودیم بر درستی این قول اندر آنست که چیزها زیر علم است پس لازم آید که نخست علم بوده شده است. اکنون گوئیم از امر باری سبحانه و تعالی نخست عالم روحانی بوده شده است …
- بخش ۴۵ - صفت فتح خلیج ناصرخسرو قبادیانی… خوانند و میگویند که آن باغ فرعون بوده است، وبه نزدیک آن عمارتی کهنه دیدم چهار پاره سنگ بزرگ هر یک چون مناره ای و سی گز قایم ایستاده و از سرهای آن قطرات آب چکان و هیچ کس نمی دانست که آن چیست و در باغ درخت بلسان بود میگ …
- بخش ۱۱۴ - صف نودم ناصرخسرو قبادیانی… ت و حیوان از امهات از پیوستن نفس بامهات بداند که آنچ ازین زایشها همی پدید آید نه بقوت عالم است و از ذات اوست ، از بهر آنک نیابد اندر امهات که ایشان اصلهای عالم اند چون آتش و باد و آب و خاک آن چیزها که اندر زایشها یابد که …
- بخش ۵۴ - صف چهل و دوم ناصرخسرو قبادیانی… یرد و اندر عالم جسمانی بماند، و دوزخ اینست بو یعقوب را سخنان نیک و پسندیده بسیار است اما آنچ اندر ثبات تناسخ گفت که خردمندان نپسندیدند و قول اهل ظاهر اندر برزخ آنست که برزخ گور است کنده یی که کالبد مردم اندر و نهند و می …
- شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیپدرت دیدهای که چون میداشتساحری را که شد زبان ملوک
- شمارهٔ ۹ - در مرثیهٔ فرزند خود رشید الدین خاقانی شروانیچون جهان را نظری سوی وفا نیست ز اشکدیده را سوی جهان راه نظر بربندیم
- شمارهٔ ۲۲۱ - در موعظه و حکمت و مرثیهٔ امام ناصر الدین ابراهیم خاقانی شروانیتو زین اِحرام و زین کعبه چه دانی کز برون چشمتز کعبه پوششی دیده است و از اِحرام عریانی
- بِسْمِ الله الرحْمنِ الرَّحِیمْ - رَبِّ تَّمِمْ بِالْخَیْرِ جلال الدین محمد مولوی… نتظر تیغ و کشتن میبودند؛ مصطفی صلوات الله علیه در ایشان نظر کرد و بخندید ایشان گفتند «دیدی که در او بشریتّ هست و آنچه دعوی میکرد که در من بشریّت نیست به خلاف راستی بود. اینک در ما نظر میکند؛ ما را درین بند و غلّ اسیر …
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسینه آن زین نه این زان بود بینیازدو انباز دیدیمشان نیکساز
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیشما بازگردید تا من کنونبپیچم یکی دل برین رهنمون
