جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۱۸ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ جلال الدین محمد مولویورای دیده و دل صد دریچه بگشادهبرون ز چرخ و زمین رفته صد سما دیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ جلال الدین محمد مولوییکی ستم ز وی از صد هزار عدل به استزهی خوشی ستم لا اله الا الله
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ جلال الدین محمد مولویز آب و گل چو برآمد مه دل آدم وارصد آفتاب چو یوسف فروشود در چاه
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ جلال الدین محمد مولویچو چتر و سنجق آن رشک صد سلیمان دیدگشاد هدهد جان پر و بال در دیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ جلال الدین محمد مولویمیا میا که به میدان دل خران نرسندبه صد هزار حیل میرسند خیاله
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ جلال الدین محمد مولویور گنجهای لعل او یک گوشه بر پستی زدیهر گوشه ویرانهای صد گنج قارون آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ جلال الدین محمد مولویگر شاخهها دارد تری ور سرو دارد سروریور گل کند صد دلبری ای جان تو چیزی دیگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ جلال الدین محمد مولویگر حبهای آید به من صد کان پرزرش کنمدریای شیرینش کنم هر چند باشد قلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ جلال الدین محمد مولویماه آمدی از لامکان ای اصل کارستان جانصد آفتاب و چرخ را چون ذرهها برهم زدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ جلال الدین محمد مولویدر عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدمای مطرب شیرین قدم میزن نوا تا صبحدم
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ جلال الدین محمد مولویهر مرغ صدپر میشود سوی ثریا میپردهر کوه و لنگر زین صلا دارد دگر رهواریی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ جلال الدین محمد مولویهیچ تقاضا نکنم ور بکنم دفع دهدصد چو مرا دفع کند او به یکی هین هلهای
