جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۲۲ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۵۵۴۷ صائبتو ای زاهد برو در گوشه محراب ساکن شوکه من چون درد و داغ عشق جا در هر دلی دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۶۰ صائبتو از درد سخن می نالی و من حالتی دارمکه می میرم اگر یک لحظه بی درد سخن باشم
- غزل شمارهٔ ۵۵۶۹ صائبشکست من ندارد حاصلی غیر از شکست خوددل خارا به درد آید ز عاجز نالی جامم
- غزل شمارهٔ ۵۵۷۶ صائبربوده است آنچنان درد طلب از کف عنانم راکه انجام سفر را پله آغاز می دانم
- غزل شمارهٔ ۵۵۸۶ صائببه درد و داغ غربت زان نهادم دل که چون گوهرگشاد این گره از ناخن دریا نمیبینم
- غزل شمارهٔ ۵۵۹۵ صائباز آن بیماری من می شود هر روز سنگین ترکه گیرد گوش خود با هر که درد خویش می گویم
- غزل شمارهٔ ۵۵۹۷ صائببه درد آرد دل صیاد را از لاغری صیدمغبار بال و پر از آب چشم دام می شویم
- غزل شمارهٔ ۵۶۱۲ صائب(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بارمن بیچاره به دریوزه دلها رفتم)
- غزل شمارهٔ ۵۶۱۷ صائبگوهری نیست که درد امن این صحرانیستمن قناعت به همین آبله پا کردم
- غزل شمارهٔ ۵۶۴۱ صائبهر که را درد دلی هست به من شرح دهدهر که را بار گرانی است منش حمالم
- غزل شمارهٔ ۵۶۴۷ صائببی توقف به ته خاک رود چون قارونمن به این درد اگر تکیه به کهسار زنم
- غزل شمارهٔ ۵۶۴۹ صائبدرد خود را زمسیحا نتوان داشت نهانسرتویی، درد سر خود به که من عرض کنم؟
