غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۱۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در مصافی که من از آه علم وا کردم

کوه اگر بود طرف، بادیه پیما کردم

۱

توشه آخرت من ز خرابات وجود

مشت خاکی است که در کاسه دنیا کردم

۲

گوهری نیست که درد امن این صحرانیست

من قناعت به همین آبله پا کردم

۳

سفری را که توان گفت به دل بار نبود

سفر بیخودیی بود که تنها کردم

۴

کمر ساحل مقصود به دستم آمد

تا درین قلزم خونخوار کمر وا کردم

۵

حیف ازین عمر گرانمایه که از بیخبری

صرف طول امل و عرض تمنا کردم

۶

پاس اندوه بدارید که من همچو شرر

عمر خود در سر یک خنده بیجا کردم

۷

چون معنبر نشود بزم دو عالم صائب؟

زین گرهها که من از زلف سخن وا کردم

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کردمقافیه: ـا۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کردمکردم
  2. وجودکردم
  3. صحرانیستکردم
  4. نبودکردم
  5. آمدکردم
  6. بیخبریکردم
  7. شررکردم
  8. صائبکردم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.