جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۱۲۴ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت جلال الدین محمد مولویهیچ معهودش نبد کو آن زمانسوی خانه باز گردد از دکان
- بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش جلال الدین محمد مولویعذرِ احمق بدتر از جُرمش بودعذرِ نادان زهرِ هر دانش بود
- بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمیشمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بینوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و میگفت کی من جزین خدمت نمیدانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیهالسلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیهالسلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیهالسلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیهالسلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهمالسلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را جلال الدین محمد مولویهم در آن دم شد دراز و جان بدادهمچو گل درباخت سر خندان و شاد
- بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی جلال الدین محمد مولویآن زمان که پیشبینی آن زمانتو پَسِ خود کی ببینی این بدان
- فصل سی و یکم - صفت یقين شیخ کامل است ظنّهای نیکوی راست جلال الدین محمد مولوی… عالم اجسام نقشهای آن شیخ یقیناند و مریدانش دلیل بر آنک این نقشها متبدّل میشوند دَوْراً بَعْدَدَوْرٍ وَقَرْناً بَعْدَ قَرْنٍ و آن شیخ یقین و فرزندانش که ظنون راستند قایمند در عالم عَلی مِّرِ الْادْوَارِ وَ الْقُرُوْنِ …
- بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را جلال الدین محمد مولویحاجت او فهمشان شد بی مقالکار ایشان بد عطا پیش از سئوال
- بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش جلال الدین محمد مولویدمدمهیْ ایشان مرا از خر فکندچند بفریبد مرا این دهرْ چند
- بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی جلال الدین محمد مولویهم ازو گیرند مایه ابرهاهم بدو باشد نهایت سیل را
- بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان جلال الدین محمد مولویآب روها را غذای او کندتا برد او آب روی نیک و بد
- بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست جلال الدین محمد مولویزانک این آب و گلی کابدان ماستمنکر و دزد ضیای جانهاست
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویذم خورشید جهان ذم خَودستکه دو چشمم کور و تاریک و بد است
- بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن جلال الدین محمد مولویچشم مازاغش شده پر زخم زاغچشم نیک از چشم بد با درد و داغ
