جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۱۲۵ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود جلال الدین محمد مولویآنچنان پر گشته از اجلال حقکه درو هم ره نیابد آل حق
- بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل جلال الدین محمد مولویهر لقب کو داد آن مُبدَل نشدآنک چُستش خواند او کاهل نشد
- بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی «آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست؟» جلال الدین محمد مولویگفت موسی با یکی مست خیالکای بداندیش از شقاوت وز ضلال
- بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجهتاشان مر لقمان را کی آن میوههای ترونده را که میآوردیم او خورده است جلال الدین محمد مولویآنگهان بنگر تو بدکردار راصنعهای کاشف الاسرار را
- بخش ۱۱۴ - گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلا جلال الدین محمد مولویهر دل ار سامع بدی وحی نهانحرف و صوتی کی بدی اندر جهان
- بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان جلال الدین محمد مولویزخم یابد همچو گرگ از دست شیرپیشِ شیرْ ابله بُوَد کو شد دلیر
- بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن جلال الدین محمد مولویگوید این شرمنده است از نیک و بداز برهنه کردن، او از تو رمد
- بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را جلال الدین محمد مولویبر نتابد دو سخن زو هی کندتاب یک جرعه ندارد قی کند
- بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا جلال الدین محمد مولویبد چه میگویی تو خیر محض راهین ترفع کم شمر آن خفض را
- بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند جلال الدین محمد مولویدر سمر گفتند هر دو منتجبسرگذشت نیک و بد تا نیم شب
- بخش ۱۶ - تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر جلال الدین محمد مولویصبر از ایمان بیابد سر کلهحیث لا صبر فلا ایمان له
- بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابهها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابههای دیگر او راستگوتر باشد و امام باشد جلال الدین محمد مولویای دریغا مر ترا گنجا بدیتا ز جانم شرح دل پیدا شدی
