جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۵۰۷ نتیجه برای «راز» · صفحهٔ ۱۲۷ از ۴۵۹
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ ناصرخسرو قبادیانیراز دل هرکسی تو دانیدانی که چگونه دل فگارم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴ ناصرخسرو قبادیانیراز ایزد با محمد بود و جز حیدر نبودمر محمد را ز امت رازدار، ای ناصبی
- شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه خاقانی شروانیهمانا خروس است غماز مستانکه تشنیع او راز ایشان نماید
- شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیعدل تو «شین» راز «را» کرد جدا چون بدیدکالت رای است «را» صورت شین است «شین»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیبه امداد حفظ دل راز دارتکزو راز گیتیست در طی کتمان
- شرح پریشانی وحشی بافقیشرحِ این آتشِ جانسوز، نگفتن تا کی؟سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟
- بخش ۲ - مناجات اقبال لاهوریرازدان علم الاسما که بودمست آن ساقی و آن صهبا که بود
- بخش ۱ - سرآغاز سعدی شیرازیسر پادشاهان گردنفرازبه درگاه او بر زمینِ نیاز
- بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببین جلال الدین محمد مولویحسها با حس تو گویند رازبی حقیقت بی زبان و بی مجاز
- بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویسر برون آرد دلش از بخش رازاول و آخر ببیند چشم باز
- بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام جلال الدین محمد مولویحقشان است و کی داند راز غیبغیر علّام سِر و ستار عیب
- بخش ۵۸ - مریدی در آمد به خدمت شیخ و ازین شیخ پیر سن نمیخواهم بلک پیرعقل و معرفت و اگرچه عیسیست علیهالسلام در گهواره و یحیی است علیهالسلام در مکتب کودکان مریدی شیخ را گریان دید او نیز موافقت کرد و گریست چون فارغ شد و به در آمد مریدی دیگر کی از حال شیخ واقفتر بود از سر غیرت در عقب او تیز بیرون آمد گفتش ای برادر من ترا گفته باشم الله الله تا نیندیشی و نگویی کی شیخ میگریست و من نیز میگریستم کی سی سال ریاضت بیریا باید کرد و از عقبات و دریاهای پر نهنگ و کوههای بلند پر شیر و پلنگ میباید گذشت تا بدان گریهٔ شیخ رسی یا نرسی اگر رسی شکر زویت لی الارض گویی بسیار جلال الدین محمد مولویگوید از چندین ره دور و درازکین حقیقت بود و این اسرار و راز
