جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۵۳ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ جلال الدین محمد مولویز هجر و فرقت ما درد و غم بسی دیدیمدرآی در بر ما ما دوای هر دردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ جلال الدین محمد مولویهزار کزدم غم را کنون ببین کشتههزار دور فرح بین میان ما بیجام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ جلال الدین محمد مولویبیار و بازرهان سقف آسمانها راشب دراز ز دود و فغان بسیارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ جلال الدین محمد مولویخوشی خوشی تو ولی من هزار چندانمبه خواب دوش که را دیدهام نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ جلال الدین محمد مولویچون سایهها در چاشتگه در چاشتگهفتح و ظفر پیشت دود پیشت دود
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ جلال الدین محمد مولویشد اسب و زین نقره گین، بر مرکب چوبین نشینزین بر جنازه نِه ببین دستان این دنیای دون
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ جلال الدین محمد مولویای هوش ما از خود برو وی گوش ما مژده شنووی عقل ما سرمست شو وی چشم ما دولت ببین
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ جلال الدین محمد مولویهم مونس زندان من، هم دولت خندان منوالله که صد چندان من، بگذشته از بسیار من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ جلال الدین محمد مولویعالم چه دارد جز دهل از عیدگاه عقل کل؟گردون چه دارد جز که که از خرمن افلاک من؟
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ جلال الدین محمد مولویای جان جان مست من ای جسته دوش از دست منمشکن ببین اشکست من خیز ای سپهسالار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ جلال الدین محمد مولویبحری است از ما دور نی ظاهر نه و مستور نیهم دم زدن دستور نی هم کفر از او خامش شدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ جلال الدین محمد مولویاز دولت دیدار تو وز نعمت بسیار توصد خوان زرین می نهد هر شب دل خون خوار من
