جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۳۷۲ از ۱٬۵۰۱
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵ ناصرخسرو قبادیانیحقیقت چیست؟ عمر و علم مردممده حقت بدین چیز مجازی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ ناصرخسرو قبادیانیمردم اگر جان و تن است از چه رویفتنه تو بر جانت نهای بر تنی؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴ ناصرخسرو قبادیانیبرآوردم چو کاخی خوب و اکنون میفرود آردبرآورده فرود آری نباشد کار جز بازی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ ناصرخسرو قبادیانیاندر این ناهر گزی از بهر آن آوردمانتا بیلفنجیم از اینجا مال و ملک هرگزی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷ ناصرخسرو قبادیانیچرا که باز نداری چو مردمان به هوشخسیس جان و تنت را ز ناکسی و خسی؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۱ ناصرخسرو قبادیانیاز آن پس کاین جهان را آزمودی گر خردمندیدر این پر گرد و ناخوش جای دل خیره چرا بندی؟
- بخش ۵۰ - بیرون شدن از مصر و صفت مدینة النبی ناصرخسرو قبادیانیغرّه شهر ذی القعده از مصر بیرون شدم و بیستم ماه به قلزم رسیدیم و از آن جا کشتی براندیم به پانزده روز به شهری رسیدیم که آن را جار میگفتند و بیست و دوم ماه بود و از آن جا به چهار روز به مدینه رسول الله صلی الله علیه و سلم …
- بخش ۸۴ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… شدندی ، چنین که شده اند . و قول را نیابند مگر اندر قائل ، اعنی سخن مردم معلوم نباشد مگر از رحمت او . و اندر سخن هم راست باشد و هم دروغ . و این حال دلیل است بر آنک اندر حد پیامبری دو مرتبت باشد : یکی مرتبت ایمان و دیگر م …
- بخش ۶۴ - عمره جعرانه ناصرخسرو قبادیانی… وه پاره ای بلند است که گویند بلال حبشی بر آن جا بانگ نماز گفته است. مردم بر آن جا روند و بانگ نماز گویند و در آن وقت که من آن جا رفتم غلبه ای بود که زیادت از هزار شتر عماری در آن جا بود تا به دیگر چه رسد. و از مصر تا مکه …
- بخش ۳۶ - بازگشت به بیت المقدس ناصرخسرو قبادیانیپنجم محرم سنه تسعه و ثلثین و اربعمایه هلالیه به قدس رسیدیم. شرح مکه و حج این جا ذکر نکردم تا به حج آخرین به شرح بگویم.
- گفتار بیست و سویم ناصرخسرو قبادیانیو عید روزه گشایان دلیل است بر اساس از بهر آنکه بعید مردمان از طعام و شراب ناخوردن و از ضعیفی برستند و قوت گرفتند همچنین باساس مومنان از ضعیفی علم برستند و قوت بگرفتند چون تنزیل یافتند و روزه دار دلیل است بر خاموش باشنده …
- بخش ۴۷ - آسایش در مصر ناصرخسرو قبادیانیو در سنه تسع و ثلثین و اربعمایه سلطان را پسری آمد فرمود که مردم خرمی کنند شهر و بازار بیاراستند چنان که اگر وصف آن کرده شود همانا که بعض مردم آن را باور نکنند و استوار ندارند که دکان های بزازان و صرافان و غیرهم چنان بود …
