جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۱۸ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویصد ره ار بینی دروغ اخترییک دوباره راست آید میخری
- بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه جلال الدین محمد مولویدیدش از دور و بخندید آن خدیوگفت آن را مشنو ای مفتون دیو
- بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پارهای در دزد جلال الدین محمد مولویپس ترا خود هوش کو یا عقل کوتا خوری می ای تو دانش را عدو
- بخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان جلال الدین محمد مولویآن یکی بس دور بین و دیدهکوراز سلیمان کور و دیده پای مور
- بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران جلال الدین محمد مولویهمچو شیری در میان نقش گاودور میبینش ولی او را مکاو
- فصل چهل و دوم - سیف البخاری راح الى مصرکل احد یحبّ المرآة جلال الدین محمد مولوی… ان کنت تری و تقول فقد تحققت الرؤیة فی الوجود وهو اعزاّلاشیاء فی الوجودو اشرفها و تصدیق الانبیاء لانهم ماادعوا الا الرؤیة و انت اقررت به ثم الرؤیة لایظهره الا بالمرئی لان الرؤیة من الافعال المتعدیّة لابد للرؤیة من مرئی و …
- بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه جلال الدین محمد مولویدادی انصاف و رهیدی از بلاتو عدو بودی شدی ز اهل ولا
- بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت جلال الدین محمد مولویبعد از آن گفتند ما را آرزوستاقتدا کردن به تو ای پاک دوست
- بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان جلال الدین محمد مولویدل چو بر انوار عقلی نیز زدزان نصیبی هم بدو دیده دهد
- بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب جلال الدین محمد مولویدر نمد در دوز تو این کوزه راتا گشاید شه به هدیه روزه را
- بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر جلال الدین محمد مولویگفت نامی که ز هولش ای بصیرهفت گردون باز ماند از مسیر
- بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد جلال الدین محمد مولویتا بدانی که خبیرست ای عدومیدهد هر چیز را درخورد او
