جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۵۵ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ جلال الدین محمد مولویبمال چشم دلا بهترک از این بنگرمدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ جلال الدین محمد مولویبرو برو که خران گله گله جمع شدندخر جوان و خر پیر و خر دو یک ساله
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ جلال الدین محمد مولویور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی میکندچون چشم و دل این جسم و تن بر سقف گردون آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ جلال الدین محمد مولویزد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود مابشکست باد و بود ما ساقی به نادر بادهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ جلال الدین محمد مولویبویی ز گردون میرسد با پرسش و دلدارییاز دام تن وا میرهد هر خسته دل اشکاریی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ جلال الدین محمد مولویگر دو هزار بار زر نعره زند که من زرمتا نرود ز کان برون نیست کسیش مشتری
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ جلال الدین محمد مولویجان منی و یار من دولت پایدار منباغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۹ جلال الدین محمد مولویور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کنددر مگشای ای صنم کز دل و جان تو برتری
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۶ جلال الدین محمد مولویدو خورشید از بگه دیدن یکی خورشید از مشرقدگر خورشید بر افلاک هستی شاد و خندانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۴ جلال الدین محمد مولویدرآمد در میان شهر آدم زفت سیلابیفنا شد چرخ و گردان شد ز نور پاک دولابی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۳ جلال الدین محمد مولویدو طشت آورد آن دلبر یکی ز آتش یکی پرزرچو زر گیری بود آذر ور آتش برزنی بردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ جلال الدین محمد مولوییکی دستش چو قبض آمد یکی دستش چو بسط آمدنداری زین دو بیرون شو گه باش و سفر باری
