جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۸۱ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه جلال الدین محمد مولوییوسفان از رشک زشتان مخفیاندکز عدو خوبان در آتش میزیند
- بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زندهاند و سخنگوی و سخنشنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی جلال الدین محمد مولویزان مهان ما را چو دور روشنیستهیچمان پروای نقش سایه نیست
- بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان جلال الدین محمد مولویبود جنسیت در ادریس از نجومهشت سال او با زحل بد در قدوم
- بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را جلال الدین محمد مولویدل بدو دادند ترسایان تمامخود چه باشد قوّت تقلیدِ عام
- بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بینوا کس ندیده است جلال الدین محمد مولویجمله دانسته که این هستی فخ استفکر و ذکر اختیاری دوزخ است
- بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن جلال الدین محمد مولویگرچه با روباه خر اسرار گفتسرسری گفت و مقلدوار گفت
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسییکی کاخ بود اردوان را بلندبه کاخ اندرون بندهای ارجمند
- بخش ۳۰ ابوالقاسم فردوسیمگر ناموَر شنگل از هندوانکه از داد پیچیده دارد روان
- بخش ۳۴ ابوالقاسم فردوسیفریدون و هوشنگ یزدان پرستنبردند هرگز بدین کار دست
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیچو کودک به زخم اندر آورد گویفزونی همی جست هر یک بدوی
- بخش ۳۶ ابوالقاسم فردوسیخرامید خندان و برخوان نشستبشد نیز بندوی برسم بدست
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیز تاج تو چشم بدان دور بادهمه روزگاران تو سور باد
