جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱۷۲ از ۲٬۲۵۰
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ جلال الدین محمد مولویز حلق نیست نوایت ولیک حلقه رباستهزار حلقه ربا را چو حلقه او بربود
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۴ جلال الدین محمد مولویآن خر بود که آید در بوستان دنیاخاونده را نجوید افتد به ژاژخایی
- دوم جلال الدین محمد مولویخالی شو و خالی به لب بر لب نابی نهچون نی ز دَمش پر شو وانگاه شکر میخا
- بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش جلال الدین محمد مولویآتنا فی دار دنیانا حسنآتنا فی دار عقبانا حسن
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویهر سوت میکشند خیالات آن و اینوالله کشنده نیست به جز اقتضای او
- بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد جلال الدین محمد مولوینامهٔ عذر خودت بر خواندهاینامهٔ سُنی بخوان، چه ماندهای؟
- بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ جلال الدین محمد مولویچشم من پرست و سیرست و غنیاز دو صد خورشید دارد روشنی
- بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار جلال الدین محمد مولویدیو حرص و آز و مستعجل تگینی تانی جست و نی آهستگی
- بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود جلال الدین محمد مولویآن سوار آن را بدید و میشتافتتا رماند مار را فرصت نیافت
- اول جلال الدین محمد مولویتو سر به سر جانی مگر یا خضر دورانی مگریا آب حیوانی مگر کز خلق پنهان میروی
- بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ جلال الدین محمد مولویصد نشان باشد درون ایثار راصد علامت هست نیکوکار را
- بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلومتر گردد جلال الدین محمد مولویگفت آن طالب که آخر یک نفسای سواره بر نی این سو ران فرس
