جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۹۳۶ از ۱٬۹۵۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - در ستایش حضرت علی«ع» وحشی بافقیگشت یکدل به غنچه تا بگشودخانهٔ گنج باغ را در گل
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در ستایش از شاهطهماسب وحشی بافقیمحیط حادثه آماده تلاطم بودشکست در دلش آن موجهای توفانی
- در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی وحشی بافقیبه رنگ چشم آهو مهره گلفلک بر صورت بال عنادل
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیاز آنرو صبح این روشندلی یافتکه چون ما در دلش مهر علی تافت
- در ستایش میرمیران وحشی بافقیدستی نه ومیوه بر سر شاخدلوی نه و آب در ته چاه
- بخش ۳ - در بیان اینکه اصل نظام عالم از خودی است و تسلسل حیات تعینات وجود بر استحکام خودی انحصاردارد اقبال لاهوریعذر این اسراف و این سنگین دلیخلق و تکمیل جمال معنوی
- بخش ۲۴ - در معنی اینکه کمال حیات ملیه این است که ملت مثل فرد احساس خودی پیدا کند و تولید و تکمیل این احساس از ضبط روایات ملیه ممکن گردد اقبال لاهوریگرچه هر دم کاهد ، افزاید گلش«من همانستم که بودم» در دلش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع حافظ شیرازیز دلبری نتوان لاف زد به آسانیهزار نکته در این کار هست تا دانی
- بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم جلال الدین محمد مولویاندرین اندیشه میبود او دودلتا سلیمان گشت شاه و مستقل
- بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن جلال الدین محمد مولویحرص صیادی ز صیدی مغفلستدلبریی میکند او بیدلست
- بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم جلال الدین محمد مولویصد هزاران سر برید آن دلستانتا امان یابد سر اهل جهان
- فصل بیست و یکم - الاصل ان یحفظ ابن چاوش حفظ الغیب جلال الدین محمد مولوی… فمحبة الشّیخ و محبةّ اللهّ یکون اقل من هذا انهّ من ادنی حکم و نصیحة و دلال یعرض و یترک الشیخ فعلم انه لیس عاشق ولاطالب لو کان عاشقا و طالبا لتحمّل اضعاف ماقلنا و کان علی قلبه الذمّن العسل و السکّرّ.
