جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۹۶۰ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن جلال الدین محمد مولویگفت ای زن تو زنی یا بوالحزنفقر فخر آمد مرا بر سر مزن
- بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را جلال الدین محمد مولویگر نه پیدااند پیش نیک و بدچیست با ایشان خسان را این حسد
- بخش ۹ - قصهای هم در تقریر این جلال الدین محمد مولویشرفهای بشنید در شب معتمدبرگرفت آتشزنه که آتش زند
- بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت او جلال الدین محمد مولویاز ترازو کم کنی من کم کنمتا تو با من روشنی من روشنم
- بخش ۱۰۴ - بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است جلال الدین محمد مولویگر تو هستی آشنای جان مننیست دعوی گفت معنیلان من
- بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا جلال الدین محمد مولویگفت اه ماهی ز پیران آگهستشه تنی را کو لعین درگهست
- بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند جلال الدین محمد مولویمرد زن را گفت پنهانی سخنکه امشب ای خاتون دو جامه خواب کن
- بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند جلال الدین محمد مولویکه چنین پیران با شیب و وقارمیکندشان این پیمبر شرمسار
- بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلطافکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد جلال الدین محمد مولویبهر صورتها مکش چندین زحیربیصداع صورتی معنی بگیر
- بخش ۱۷۲ - گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شد جلال الدین محمد مولویگفت امیر المؤمنین با آن جوانکه به هنگام نبرد ای پهلوان
- بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار جلال الدین محمد مولویاین چنین شه را ز لشکر زحمتستلیک همره شد جماعت رحمتست
- فصل سی و دوم - وَقَالَوْا تَجَنبّنَا وَلاتَقْرَبَنّا جلال الدین محمد مولوی… ید دانستن که هر کسی هرجا که هست پهلوی حاجت خویشتن است لاینفک و هر حیوانی پهلوی حاجت خویشتن است ملازم. حاجته اقرب الیه من ابیه و اُمهّ ملتصقٌ به. و آن حاجت، بند اوست که او را میکشد این سو و آن سو همچون مهار. و محال باشد …
