جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۴ نتیجه برای «دید» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۲ از ۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید عبید زاکانیوهم چون دید طرح او از دورگفت از عجز یا اولی الابصار
- موش و گربه عبید زاکانیگربه چون موشکان بدید بخواندرِزْقَکُمْ فِی السَّماءِ حقّانا
- بخش ۲۳ - آمدن معشوق به خانهٔ عاشق عبید زاکانینهان گردید شمع گیتی افروزسپاه شام شد بر روز پیروز
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار عبید زاکانی… ها سر به زانوی حرمان نهاده؛ چوب دربانان خورَد، و پسِ گردن خارد، و به دیده حسرت در اصحاب وقاحت نگرد و گوید:
- شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق عبید زاکانیبه شادی بزم سلطان قصب پوشکه دل را ذوق بخشد دیده را نور
- شمارهٔ ۱۸ - در وصف معشوقه گوید عبید زاکانیزهی لعل لب نازک میانتمراد دیدهٔ باریک بینان
- غزل شمارهٔ ۳۴ عبید زاکانیبروی خوب مرا دیده روشنست ولیبه هیچ وجه مهیا نمیتواند کرد
- غزل شمارهٔ ۴۵ عبید زاکانیبسی دیدم پریرویان در آفاقندیدم کس که آئین تو دارد
- رباعی شمارهٔ ۴۷ عبید زاکانیاین طرفه که با این همه سیلاب سرشگاز دیده نمیرود خیالت بیرون
- غزل شمارهٔ ۴۹ عبید زاکانیشمایل خوش جانان به خواب دیدم دوشامید هست که تعبیر خواب خوش باشد
- غزل شمارهٔ ۶۰ عبید زاکانیاز سر لطف ببخشود بر احوال عبیدمگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد
- غزل شمارهٔ ۶۷ عبید زاکانیدوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دورگشته رسوای جهان با دو سه شیدای دگر
