غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۰ عبید زاکانیشاعرعبید زاکانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییار پیمان شکنم با سر پیمان آمددل پر درد مرا نوبت درمان آمد۱این چه ماهیست که کاشانهٔ ما روشن کردوین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد۲بخت باز آمد و طالع در دولت بگشادمدعی رفت و مرا کار به سامان آمد۳می بیارید که ایام طرب روی نمودگل بریزید که آن سرو خرامان آمد۴از سر لطف ببخشود بر احوال عبیدمگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد۵