باز ترک عهد و پیمان کرده بود
کشتن ما بر دل آسان کرده بود
۱دشمنانم بد همی گفتند و او
گوش با گفتار ایشان کرده بود
۲زلف مشکینش پریشان گشته بود
بس که خاطرها پریشان کرده بود
۳تا شنیدم آتشی در من فتاد
آنکه بی ما عزم بستان کرده بود
۴نالهٔ دلسوز ما چون گوش کرد
رحمتی در کار یاران کرده بود
۵گفت با بیچارگان صلحی کنیم
بخت ما بازش پشیمان کرده بود
۶خاطرش ناگه برنجید از عبید
بیگناهی کان مسلمان کرده بود
۷