مقطعاتشمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید عبید زاکانیشاعرعبید زاکانیمجموعهمقطعاتقالبقطعهوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبیش از این از ملک هر سالی مراخردهای از هر کناری آمدی۱در وثاقم نان خشک و ترهایدر میان بودی چو یاری آمدی۲گه گهی هم باده حاضر میشدیگر ندیمی یا نگاری آمدی۳نیست در دستم کنون از خشک و ترزآنچه وقتی در کناری آمدی۴غیر من در خانهام چیزی نماندهم نماندی گر به کاری آمدی۵