لعل نوشینش چو خندان میشود
در جهان شکر فراوان میشود
۱قد او هرگه که جولان میکند
گوییا سرو خرامان میشود
۲پرتو رویش چو میتابد ز دور
آفتاب از شرم پنهان میشود
۳قصهٔ زلفش نمیگویم به کس
زآنکه خاطرها پریشان میشود
۴من نه تنها میشوم حیران او
هرکه او را دید حیران میشود
۵گرچه میگوید که بنوازم ترا
تا نگه کردی پشیمان میشود
۶با عبید ار نرم میگردد دلت
کارهای سختش آسان میشود
۷هرکه را شاهی عالم آرزوست
بندهٔ درگاه سلطان میشود
۸شاه اویس آن خسرو دریا دلی
کآفتابش بندهٔ فرمان میشود
۹خسروی کز کلک گوهربار او
کار بیسامان به سامان میشود
۱۰