غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۷ عبید زاکانیشاعرعبید زاکانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمیپزد باز سرم بیهده سودای دگرمیکند خاطر شوریده تمنای دگر۱هوس سروقدی گرد دلم میگرددکه ندارد به جهان همسر و همتای دگر۲دوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دورگشته رسوای جهان با دو سه شیدای دگر۳گفت کاین شیفته را باز چه حال افتاد استنیست جز مسکنت و عجز مداوای دگر۴چاره صبر است ز سعدی بشنو پند عبید«سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر»۵