جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۱ نتیجه برای «زلف» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۲۰ از ۲۴
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۷ جلال الدین محمد مولویبهر ضعف این دماغ زخمگاه عشق خویشمیکند آن زلف عنبر مشک و عنبرساییی
- بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بیخبرست چنانک هر پیشهور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشهورست و بیخبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بیخبری نمیخواهیم درین مقام جلال الدین محمد مولویچشم بستی گوش میآری به پیشتا نمایی زلف و رخسارهٔ به تیش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولویای طَبلهام پُر شِکَّرت، من طبلِ دیگر چون زنم؟ای هر شِکن از زلف تو، صد نافه و عطّار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ جلال الدین محمد مولویز چشم روز میترسم که چشمش سحرها داردز زلف شام میترسم که شب فتنه است و آبستن
- بیست و هشتم جلال الدین محمد مولویای باد، پیکی هر سحر، کز یار میآری خبرخوش ارمغانیهای آن زلف مُعَنْبَر میکشی
- حکایت جلال الدین محمد مولویاز زلف بیاموز کنون بنده خریدنکز چشم بیاموختهای پرده دریدن
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… ت در دقّ رقّ، تن بگداختی، حرارت مرارت هجر، کام وجودت تلخ گردانید و در زلف مسلسل دین، موی شدی در مملکت بلخ، به صبوری تلخ، شه رخ زدی؟
- من فوائده اسبغ الله فینا نعمة موائده جلال الدین محمد مولویوآن را که سر زلف چو زنجیر بود/در خانه، به زنجیر نگه نتوان داشت
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ جلال الدین محمد مولویبجهم حلقهٔ زلفش گیرمکه در آن حلقه تماشا خوشکست
- رباعی شمارهٔ ۶۳۱ جلال الدین محمد مولویزلفت کفر است و دین رخ چون قمرستاز کفر نگر که دین چه رونق دارد
- رباعی شمارهٔ ۷۲۵ جلال الدین محمد مولویزلفت چو بر آن لعل شکرخای زنددر بردن جان بندگان رای زند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۵ جلال الدین محمد مولویاز عشق تو هر طرف یکی شبخیزیشب گشته ز زلفین تو عنبر بیزی
