جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۲۰۴ از ۵۲۵
- شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم خاقانی شروانیچون زر و گل به دست الا که خار پای عقلصید خاری کی شود عقل سخن پیرای من
- شمارهٔ ۱۹۲ - مطلع سوم خاقانی شروانیباز از تف زرین صدف، شد آب دریا ریختهابر نهنگ آسا ز کف، لولوی لالا ریخته
- شمارهٔ ۲۰۳ - این قصیدهٔ را تحفة الحرمین و تفاحة الثقلین خوانند در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و پیش حظیرهٔ مقدس پیغمبر اکرم به عرض و اتمام آورده است خاقانی شروانیاز برای خوان کعبه ماه در ماهی دو بارگاه سیمین نان و گه زرین نمکدان آمده
- شمارهٔ ۲۰۹ - در شکایت از زمان و مذمت اقران خاقانی شروانیدمی خاکپائی تو را مس کند زرپس از خاک به کیمیائی نیابی
- بخش ۷ - حکایت وحشی بافقیگوهر آدم اگر از درهم استخر که زرش بار کنی آدم است
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقیبه عزم جشن زد شاه جوانبختبه روی سبزه چون گل زر نشان تخت
- بخش ۹۸ - توزیع کردن پایمرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره جلال الدین محمد مولویتو حیاتی میدهی بس پایدارنقد زر بیکساد و بیشمار
- بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ جلال الدین محمد مولویاو زرم داد و تو دست زرشماراو ستورم داد و تو عقل سوار
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیکنون بر گل و نار و سیب و بهیز می جام زرین ندارم تهی
- بخش ۱ ابوالقاسم فردوسیهمان تخت و هم طوق و هم گوشوارهمان تاج زرین زبرجد نگار
- بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود ابوالقاسم فردوسیکه گنجش ز بخشش بنالد همیبزرگی ز نامش ببالد همی
- بخش ۲۷ ابوالقاسم فردوسیبرافراخت از کوه زرین درفشنگونسار شد پرنیانی بنفش
