جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۱۱۱ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیز شاخی عندلیبی کرد پروازبه دیگر گلبنی شد نغمه پرداز
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقینشان نعل دلدل قرص ماهشبساط چرخ ادنی عرصه گاهش
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیسوار رخش تاز دشت دعویچنین راند از پی نخجیر معنی
- بیان ظلمت شب دوری و اظهار محنت مهجوری و شرح حال ناظر دور از وصال منظور و صورت احوال او در پایداری وحشی بافقیاسیر درد شبهای جداییچنین نالد ز درد بینوائی
- خواب دیدن منظور را و زنجیر پاره ساختن وصیت جنون در بیان مصر انداختن وحشی بافقینوا آموز این دلکش ترانهپی خواب اینچنین گوید فسانه
- حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی وحشی بافقیدلا برخیز تا کنجی نشینیمز ابنای زمان کنجی گزینیم
- از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است وحشی بافقیچنین افتادهام مگذار غمناکبیا و ز یاریم بردار از خاک
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقینه هر کو بر فراز منبر آید«سلونی» گفتن از وی در خور آید
- آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهانپناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردن وحشی بافقیغم خود خور به روز شادمانیکه دارد مرگ در پی زندگانی
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقیکه چون جان باشدش مشغول تن نیزشود این عشق سازی در بدن نیز
- دایرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن و در میدانگاه خاتمهٔ بیان علم فراغت افراختن و خاتمه سخن را به مناجات مثنی کردن و نامهٔ کن و خامهٔ قدرت تمام نمودن رسالهٔ رسالت به نعمت مهر محمدی ختم نمودن وحشی بافقیبه نام ایزد چه گنج شایگانیکز او گردید پر جوهر جهانی
- بخش ۲۰ - دعا اقبال لاهوریشمع را تنها تپیدن سهل نیستآه یک پروانه ی من اهل نیست
