جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۱۳۷ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۸۹ - صف شصت و نهم ناصرخسرو قبادیانیمعنی آنک خدای تعالی امر خویش را بدو حرف بازبست و مر آنرا کن خواند بدو قسمت شود : یکی ازو آنست که ممکن نیست پدید آمدن چیزی از موجودات روحانی و جسمانی مگر از میان جفتی ، یا لطیف یا کثیف . و بودش همه جفت را علت امر باری س …
- بخش ۵۱ - مکه ناصرخسرو قبادیانی… باب الصفا فرو آمدیم این سال به مکه قحطی بود. چهار من نان به یک دینار نیشابوری بود و مجاوران از مکه میرفتند و از هیچ طرف حاج نه آمده بود. روز چهارشنبه به یاری حق سبحانه و تعالی به عرفات حج بگذاردیم و دو روز به مکه بودیم …
- بخش ۶۷ - صف پنجاه و پنجم ناصرخسرو قبادیانی… و مقصود از لفظ عقاب یافتن دشواریست و لذت حسی را بریدن است ، چه از بی نیاز شدن طبایع که اندر کالبد مردم است از حاجتمندی که او را افتاده باشد ، و آنرا همی گرسنه و تشنه خوانند ، و چه از ستره شدن حواس از شنیدن مر محسوسات را …
- بخش ۵۲ - بازگشت به مصر ناصرخسرو قبادیانیو من چون حج بکردم باز به جانب مصر برفتم که کتب داشتم آن جا و نیت باز آمدن نداشتم، و امیر مدینه آن سال به مصر آمد که او را بر سلطان رسمی بود هر سال به وی دادی از آن که خویشاوندی از فرزندان حسین علی صلوات الله علیها داشت. …
- بخش ۲۸ - شهر طبریه ناصرخسرو قبادیانی… مردم آن شهر و ولایتی که برکنار آن دریاست همه آب از این دریا خورند، و شنیدم که وقتی امیری بدین شهر آمده بود، فرموده بود که راه آن پلیدیها و آب های پلید از آن بازبندد، چون چنین کردند آب دریا گنده شد، چنانکه نمیشایست خورد …
- بخش ۱۷ - صف سیزدهم ناصرخسرو قبادیانیخلاف نیست میان دانایان که قوتهای عالم گسلنده و برنده نیست و شونده نه بیند که چیزی آشکارا شود اندر عالم مگر که همچنانی پیدا شده باشد یا پیدا شود اندر زمانی دیگر، از بهر آنک ممکن نیست ضعیف شدن و اسپری شدن قوتهای طبیعی تا ب …
- بخش ۳۸ - فصل اندر تمامی کتاب ناصرخسرو قبادیانی… اندرو نودو یک سؤال است چه فلسفی و چه منطقی و چه طبیعی وچه نحوی و چه دینی و چه تاویلی: هر یکی را جوابی بحق داده شد. و آنچه واجب آمد از بسط معانی و شرح اقاویل بی تفصیل، فراز آورده شد و گزارده آمد هم از طریق حکمت فلسفه و هم …
- بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر ناصرخسرو قبادیانی… ی بزازان و صرافان و جوهریان را در نبستندی الا دامی بر وی کشیدندی و کس نیارستی به چیزی دست بردن. مردی یهودی بود جوهری که سلطان را نزدیک بود او را مال بسیار بود و همه اعتماد جوهر خریدن بر او داشتند روزی لشکریان دست بر این …
- شمارهٔ ۲۶ - در شکایت از زندان خاقانی شروانیدل خاکی به دست خون افتاداشک خونین دیت ستان برخاست
- شمارهٔ ۴۷ - مطلع دوم خاقانی شروانیزیر پای غم تو خاقانیپیل بالا سر و زر اندازد
- شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غز خاقانی شروانیآن مصر مملکت که تو دیدی خراب شدو آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
- شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه خاقانی شروانیخاصگان گوهر بحر دل خاقانی رابا کلاه ملک بحر و بر آمیختهاند
