جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۸۳۷ نتیجه برای «آخر» · صفحهٔ ۲۳۱ از ۳۲۰
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیوانکه آخر کند غلام تواشهر کرا آفرید دولتیار
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقیکه تا در ذهن میزد فکر پر کاربه خارج خشت آخر بود در کار
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقینه آخر خود خس این آستانیمچرا بر خاطرت زینسان گرانیم
- شرح پریشانی وحشی بافقیقدم از راهِ طلب باز کشیدیم، بس استاول و آخرِ این مرحله دیدیم، بس است
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیبه آخر کرد خوش جایی معینکمرگاهی سزاوار نشیمن
- بخش ۵ - در بیان اینکه خودی از عشق و محبت استحکام می پذیرد اقبال لاهوریاز نگاه عشق خارا شق شودعشق حق آخر سراپا حق شود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان سعدی شیرازیبه اوّل همه کاری تأمل اولیتربکن، وگرنه پشیمان شوی به آخر کار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز سعدی شیرازیسَر در سَرِ هوا و هوس کردهای و نازدر کار آخرت کنی اندیشهْ سَرسَری
- غزل شمارهٔ ۲۷ جلال الدین محمد مولویعشقی که بر انسان بود شمشیر چوبین آن بودآن عشق با رحمان شود چون آخر آید ابتلا
- بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت جلال الدین محمد مولویهی تو مادر را چرا کُشتی؟ بگواو چه کرد آخر بگو ای زشتخو؟
- بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت جلال الدین محمد مولویکان دلیر آخر مثال شیر بودنیست مثل شیر در جملهٔ حدود
- بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید جلال الدین محمد مولویحد ندارد این سخن و آهوی مامیگریزد اندر آخر جابجا
