جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۲۳۸ از ۱٬۰۳۳
- گفتار اول ناصرخسرو قبادیانی… ، واجب آید از پروردگار که این که این عقلهای عزیز را آن علم که ایشانرا بدان حاجتست بر یک شخص عطایی باشد نه اکتسابی، چه اگر اکتسابی بودی هر کس بجهد بد آن توانستی رسید، و چون از جمله حیوانات جز مردم را که او نوعی است از حیو …
- شمارهٔ ۷ - در مرثیهٔ امیر عضد الدین فریبرز و خواهر او، دو فرزند شروان شاه خاقانی شروانیدر پیش گنبدش فلک آید جنیبهدارگاه جنیبتان بکشید ارنه سنجرید
- شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است خاقانی شروانیخسرو سلطان نشان خاقان اکبر کز جلالروزگارش عبده الاصغر نویسد بر ملا
- شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم خاقانی شروانیگر بدی مه بر زمین مرده از بهر حنوطتودهٔ کافور و تنگ زعفران افشاندهاند
- شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید خاقانی شروانیچون سرافیل قناعت تا ابد جاندار توستگو مکن دیوان میکائیل روزی را ضمان
- یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن وحشی بافقیز جانان با وداعی گشته قانعز آن هم بخت بد گردیده مانع
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقیکه در نزدیک آن دلکش نشیمنبدان کوهی که ناظر داشت مسکن
- بخش ۵۴ - در حضور شاه همدان اقبال لاهوریاز تو پرسم این فسون سازی که چهبا قمار بدنشین بازی که چه
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ جلال الدین محمد مولوینقل هر مجلس شدهست این عشق ما و حسن توشهره شهری شده ما کو چنین بد شد چنان
- فصل شانزدهم - نایب گفت که پیش از این کافران بت را میپرستیدند جلال الدین محمد مولوی… نیم.» فرمود امّا اینجا چیز دیگر هست چون شما را این در خاطر میآید این بد است و ناپسند قطعا دیده دل شما چیزی بیچون و بیچگونه و عظیم دیدهاست که این او را زشت و قبیح مینماید. آب شور، شور کسی را نماید که او آب شیرین خورد …
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویساعد شَه مسکن این باز بادتا ابد بر خلق این در باز باد
- بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره جلال الدین محمد مولویکه بدانم سگ چه میگوید به بانگقوم گفتندش ز دیناری دو دانگ
