جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۲۴۲ از ۴۹۷
- غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ جلال الدین محمد مولویمن فرش شدم زیر قدمهای قضاهاشخود را نکشد فرش ز پاکی و پلیدی
- بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را جلال الدین محمد مولویخاصه از بالای که تا زیر کوهدر سر آیم هر زمانی از شکوه
- بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ جلال الدین محمد مولویگنج زیر خانه است و چاره نیستاز خرابی خانه مندیش و مهایست
- بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه جلال الدین محمد مولویچشم نیکو شد دوای چشم بدچشم بد را لا کند زیر لگد
- بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش جلال الدین محمد مولویپس برو خاموش باش از انقیادزیر ظل امر شیخ و اوستاد
- بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزمکش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزمکش از ضمیر و نیت او جلال الدین محمد مولویپس همی منگید با خود زیر لبدر جواب فکرتم آن بوالعجب
- بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن جلال الدین محمد مولویاندرین عالم هزاران جانورمیزید خوشعیش بی زیر و زبر
- بخش ۴۸ - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیهالسلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیهالسلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن جلال الدین محمد مولویکه منه آن سر مرین سر زیر راهین مکن سجده مرین ادبار را
- بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین جلال الدین محمد مولویآن زمان که بود اسپان را وطاجمله سرهای بریده زیر پا
- بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة جلال الدین محمد مولویاینت دریایی نهان در زیر کاهپا برین که هین منه با اشتباه
- بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار دادهاند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او جلال الدین محمد مولویگر زنی بر نازنینتر از خودتدر تگ هفتم زمین زیر آردت
- بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعرهای زد جلال الدین محمد مولویواعظی بد بس گزیده در بیانزیر منبر جمع مردان و زنان
