جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۶۷ از ۶۴۷
- بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری جلال الدین محمد مولویاین مثال آمد رکیک و بیورودلیک در محسوس ازین بهتر نبود
- بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابهها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابههای دیگر او راستگوتر باشد و امام باشد جلال الدین محمد مولویمستمع چون تازه آمد بیملالصدزبان گردد به گفتن گنگ و لال
- بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان جلال الدین محمد مولویپس مسلمان گفت ای یاران منپیشم آمد مصطفی سلطان من
- سی و نهم جلال الدین محمد مولویعشق شمسالدین خداوندم یکی غوغاییستگرچه ز اول ساکنک آمد چنان خاموشهای
- بخش ۵۳ - حکایت جلال الدین محمد مولویخانهای نو ساخت روزی نو مریدپیر آمد خانهٔ او را بدید
- بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن جلال الدین محمد مولویحملهها و رقص خاشاک اندر آبهم ز آب آمد به وقت اضطراب
- بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند جلال الدین محمد مولویمیل تن در سبزه و آب روانزان بود که اصل او آمد از آن
- بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الاعلی جلال الدین محمد مولویهر کسی را دعوی حسن و نمکسنگ مرگ آمد نمکها را محک
- بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن جلال الدین محمد مولویچونک در بدنامی آمد ریش اودیو را ننگ آید از تفتیش او
- بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا جلال الدین محمد مولویهم ز ابراهیم ادهم آمدستکو ز راهی بر لب دریا نشست
- بخش ۲۱ ابوالقاسم فردوسیفرود آمد از باره شاه اردشیرپیاده ببد پیش او شهرگیر
- بخش ۵۷ ابوالقاسم فردوسیدگر گفت کاری که فرمود شاهبر آمد بکام دل نیک خواه
