جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۲۷ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ جلال الدین محمد مولویگاه با شیرین چو خسرو خوش بخندگه ز هجرش کوهکن فرهاد باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ جلال الدین محمد مولویگه میفتد از این سو گه میفتد از آن سوآن کس که مست گردد خود این بود نشانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ جلال الدین محمد مولویگاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مهگه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ جلال الدین محمد مولوینقش تسلیم گشته پیش قلمگه پلنگش کنی و گاهی موش
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ جلال الدین محمد مولویچو گه خدمت شه آید من میدانمگر ز آب و گلم ای دوست نیم پای به گل
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ جلال الدین محمد مولویکوبیم ما بیپا و سر گه پای میدان گاه سرما کی به فرمان خودیم تا این کنیم و آن کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ جلال الدین محمد مولویگه در طواف آتشم گه در شکاف آتشمباد آهن دل سرخ رو از دمگه آهنگرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ جلال الدین محمد مولویگه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شومگه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ جلال الدین محمد مولویهر گه که خمش باشم من خم خراباتمهر گه که سخن گویم دربان خراباتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ جلال الدین محمد مولویگه در گنهم رانی گه سوی پشیمانیکژ کن سر و دنبم را من همزه مهموزم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ جلال الدین محمد مولویآن خانه که صد بار در او مایده خوردیمبر گرد حوالیگه آن خانه بگردیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ جلال الدین محمد مولویمیان بزم تو گردان چو خمرمگه رزم تو سابق چون سنانم
